مقالات ویژه

■ حزب‌تر از اسلامی؛ بررسی کارنامه و عملکرد حزب جمهوری اسلامی (۶۶-۱۳۵۷)  مجید پیروز

■  رستاخیزی که نبود: همة کارکردهای یک حزب حکومتی  مراد ثقفی

■ حزب دموکرات ایران: محافظه‌کاری در پوشش اصلاح‌طلبی  محمد حسین خسروپناه

■ ایرانِ نو حزب نمی‌خواهد  کاوه بیات


احزاب دولتی در ایران

[چکیده‌های مقالات]

احزاب دولتی در ایران

مقالات ویژه

حزب‌تر از اسلامی؛ بررسی کارنامه و عملکرد حزب جمهوری اسلامی (۶۶-۱۳۵۷)  

مجید پیروز

تحقق خواست و هدف جمعی در گرو اصل سازماندهی‌است و یک سازمان منسجم و نهادمند از این ظرفیت برخوردار است تا اقبال پیروزی در امر مبارزة جمعی را عملیاتی نماید. این امر در شرایطی پدیدار می‌شود که زمینة همبستگی صاحبان منافع مشترک فراهم آید.

[متن کامل]



رستاخیزی که نبود: همة کارکردهای یک حزب حکومتی  

مراد ثقفی

طول عمر حزب رستاخیز حتی در مقایسه با میانگین طول عمر سایر احزاب شناخته‌شده در ایران نیز کم بود: سه سال و پنج ماه. یعنی از کنگرة مؤسس‌اش که در دهم و یازدهم اردیبهشت ۵۴ تشکیل شد و اصول و اهداف و مرامنامه و اساسنامة آن را تصویب کرد، تا روز نهم مهر ۱۳۵۷ که جواد سعید، آخرین دبیرکل این حزب که تنها ۴ روزپیش از آن، به عنوان جانشین جمشید آموزگار در این مقام انتخاب شده بود، استعفا داد. اما در همین مدت کوتاه، رستاخیز، که در عمل با یک هدف مشخص، یعنی جلب مشارکتِ عموم مردم برای پشتیبانی از برنامه‌های حکومت تشکیل شده بود، سه بار استراتژی عوض کرد.

[متن کامل]



حزب دموکرات ایران: محافظه‌کاری در پوشش اصلاح‌طلبی  

محمد حسین خسروپناه

در ساعت ۲۱ شنبه هشتم تیر ۱۳۲۵، احمد قوام (نخست وزیر وقت) از طریق رادیو برای ملت ایران سخنرانی کرد. در ابتدا قوام دربارۀ اقداماتش از زمان پذیرش نخست وزیری (۷ بهمن ۱۳۲۴) توضیح داد و سپس، به «عموم آزادیخواهان ایران» اعلام کرد:«نظر به اینکه اصول دموکراسی ایجاب می‌کند که در سایۀ تشکیلات اجتماعی و برنامۀ مشخص دموکراتیک به سوی اصلاحات پیش برویم، مصمم شدم با پشتیبانی عناصر فعال و آزادیخواه، حزبی را به نام دموکرات ایران تشکیل دهم.»

[متن کامل]



ایرانِ نو حزب نمی‌خواهد  

کاوه بیات

اگر چه در سال ۱۳۰۶ رضا شاه با پشت سرگذاشتن یک دورة فشرده از تلاش و تکاپوی سیاسی که سرکوب تدریجی هر گونه فعالیت مستقل سیاسی یکی از ویژگی‌های اصلی‌اش محسوب می‌شد مدت زمانی بود به یک قدرت فائقه، تبدیل شده بود اما چنین به‌نظر می‌آمد که برای فائقه‌تر شدن این قدرت کارهای بیشتری می‌شد انجام داد؛ یکی از این کارها که با اصل رویگردانی از هر‌گونه فعالیت حزبی نیز در تعارض بود، تشکیل یک حزب فراگیر بود؛ چیزی شبیه به آنچه در جمهوری ترکیه به صورت حزب خلقِ مصطفی کمال وجود داشت.

[متن کامل]