» باب گفتگو

مقالات ویژه

■ تبعات فعالیت سیاسی در مه ۱۹۶۸ بر مسیر زندگی کنشگران  ژولی پَژیس

■ روزشمار مه۶۸؛ وقایع‌نگاری یک رویداد کوتاه‌مدت  مراد ثقفی

■ بازسازی جنبش دانشجویی در دولتِ اول روحانی ۱۳۹۶-۱۳۹۲  علی هنری

■ تبعات سیاسی حسّ بیگانگی در دانشجویان؛ ایران در دهة ۱۹۶۰ میلادی  جیمز اِی.بیل

■ اندونزی؛ سیاستِ نیروی اخلاقی ومبارزه با اقتدارگرایی  ادوارد اسپینال

■ چارچوبی تطبیقی برای تحلیل جنبش‌های دانشجوییِ بین‌المللی  یونگیون گیل و جیمز دِفرونزو


پنجاهمین سالگرد مه ۶۸

[چکیده‌های مقالات]

پنجاهمین سالگرد مه ۶۸

باب گفتگو

مراد ثقفی

نقش جنبش‌های دانشجویی در خلق، تغییر و تنظیم سیاست چیست؟ آیا این نقش عمدتاً به‌واسطة حضور جنبشیِ دانشجویان در فضای سیاسی ایفا می‌شود یا سایر کنش‌های جمعیِ دانشجویان در فضاهای اجتماعی و فرهنگی نیز می‌تواند آنها را مستعدِ ایفای چنین نقشی می‌کند؟ چرا جنبش‌های دانشجویی همواره به نوعی از رادیکالیسم گرایش دارند؟ و چرا همواره در مقایسه با سایر نهادهایی که همین دست نقش‌ها را در جامعه ایفا می‌کنند -چه احزاب و سندیکاها، یعنی نهادهای جامعة مدنی باشند و چه دولت‌ها و حکومت‌ها- در کوتاه مدت در جایگاه نخست قرار می‌گیرند اما در میان مدت به عقب رانده می‌شوند؟ چرا دانشجویان توانِ راه‌انداری جنبش‌های اجتماعی را دارند، اما از پسِ کنترل و هدایت این جنبش‌ها بر نمی‌آیند؟ اینها بخشی از پرسش‌های مهمی هستند که همچنان، یعنی حدود هفتاد سال پس از آنکه قشر دانشجو به عنوان یکی از اقشار اجتماعی به صورت مستقل از سایر گروه‌های اجتماعی در جامعه مطرح شد، همواره موضوع بررسی و تحقیق بوده‌اند.

[متن کامل]



مقالات ویژه

تبعات فعالیت سیاسی در مه ۱۹۶۸ بر مسیر زندگی کنشگران  

ژولی پَژیس

تحقیق و تفحص در بابِ تبعات مشارکت در وقایع ماه‌های مه و ژوئن ۱۹۶۸ بر مسیر زندگیِ کنشگرانِ این وقایع، به طرح پرسش از نقشِ این وقایع در جامعه‌پذیری سیاسی و همچنین بازبینیِ پدیدة شکل‌گیری نسلی از روشنفکران و سیاست‌مداران باز می‌گردد. به عبارت دیگر، به پاسخ به این پرسش باز می‌گرددکه «چگونه یک دورة کوتاه می‌‌تواند مولّد یک دوران بلند باشد؟». برای کارل مانهایم رابطة مولد میان یک «مجموعة نسلی»، به در‌معرض‌بودنِ اعضایش به تبعاتِ اجتماعی و روشنفکرانة آنچه او «پویاییِ بی‌ثبات‌کننده» یا «پویاییِ مسئله‌ساز» می‌نامد باز می‌گردد. اکنون می‌توان پرسید که انواع مختلف مشارکت در وقایع ماه‌های مه و ژوئن ۱۹۶۸ تا چه حد موجب بی‌ثباتیِ کنشگرانِ این وقایع بوده است و چگونه می‌توان تغییر مسیر احتمالیِ زندگی این کنشگران را روایت کرد؟ آیا چند دهه پس از این وقایع، این کنشگران هنوز اثراتِ چنین تغییر مسیری را با خود حمل می‌کنند؟ و اگر پاسخ به این پرسش مثبت است، چگونه می‌توان به صورتی انضمامی این اثرات را نشان داد؟

[متن کامل]



روزشمار مه۶۸؛ وقایع‌نگاری یک رویداد کوتاه‌مدت  

مراد ثقفی

از منظر وقایع‌نگاری صِرف، آنچه به عنوان «مه ۶۸» شناخته می‌شود، با تظاهرات دانشجویانِ دانشگاه سوربُن در شب سوم ماه می ۱۹۶۸ آغاز شد و با عقد قرارداد «گرونل» در ۲۶ ماه مه میان سندیکاهای کارفرمایان از یک‌سو و دو سندیکای عمومی مزد و حقوق بگیران، سندیکای کادرها، سندیکای کارگران مسیحی و سندیکای آموزش و پرورش، در سوی دیگر که به دعوت دولت گرد آمده بودند رو به افول نهاد. نهایتاً تا ۱۶ ژوئن آخرین مکان‌هایی که در اختیار دانشجویان بود به توسط پلیس -البته نه بدون زد و خورد- پس گرفته شد

[متن کامل]



بازسازی جنبش دانشجویی در دولتِ اول روحانی ۱۳۹۶-۱۳۹۲  

علی هنری

مقدمه
جنبش دانشجویی در ایران پس از انقلاب در بیشتر برهه‌های مهم سیاسی در تحولات نقش فعالی داشته و از نظر سیاسی مورد توجه بوده‌است. ref(۱) در ابتدای انقلاب تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام(ره) به استعفای دولت بازرگان منجر شد. پس از آن، در دورة انقلاب فرهنگی، بخشی از فعالان دانشجویی به عنوان بازوی کنار زدن مخالفان در دانشگاه عمل کردند.

[متن کامل]



تبعات سیاسی حسّ بیگانگی در دانشجویان؛ ایران در دهة ۱۹۶۰ میلادی  

جیمز اِی.بیل

یکی از نیروهای راهبر دگرگونه‌خواهی در اواسط قرن بیستم، دانشجویان دانشگاه بوده‌اند. ref(۱) از آنجایی که دانشجویان در سراسر جهان نهادها و نظام‌های اداری موجود را شدیداً زیر سئوال برده‌اند، این خواست تغییر و دگرگونی به نحو فزاینده‌ای با مجموعه‌ای از آشوب‌ها و اغتشاشات توأم شده است. کمتر جوامعی را می‌توان سراغ گرفت که به‌رغم موقعیت‌های جغرافیایی، نظام‌های سیاسی یا مراحل توسعة متفاوت، از خیزش‌های جدّی دانشجویی در ایام اخیر برکنار مانده باشد. فرانسه و هلند، ایالات متحده و مکزیک، چکسلواکی و مجارستان، مصر و پاکستان، ژاپن و ویتنام، و ترکیه و کره هر یک شاهد فَوَران پر تب‌وتاب تحرکات دانشجویی بوده‌اند. دانشجویان به رساترین سخنگوی تغییر اجتماعی و عامل اصلی دگرگونی سیاسی تبدیل شده‌اند. در حال حاضر نخبگان سیاسی در همه‌جا متوجه شده‌اند که دیگر بیش از این نمی‌توان خواسته‌های دانشجویان را نادیده گرفت، بلکه برعکس باید برای در نظر گرفتن آن سیاست‌هایی را شکل دهند. محتوای این خواسته‌ها و سیاستِ حاصل از آنِ نخبگان، به دو عامل تعیین کننده‌ای تبدیل شده‌اند که سمت‌وسوی پیشروی ملت‌ها را شکل می‌دهند. ref(۲)
در طول بیست‌و‌پنج سال گذشته در ایران به‌رغم نظارت شدید و سرکوب مؤثر گاه‌به‌گاه دانشجویان به نحو گسترده‌ای در تلاطم بوده‌اند. در خِلال تظاهرات دانشجویان در دانشگاه‌های تهران، شیراز و تبریز، محوطة دانشگاه به مرکز مخالفت‌های سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است. اگر چه نخبگان سیاسی در مجموع در کنترل و تحدید ناآرامی‌های سیاسی موفق بوده‌اند، امّا انتظارات فزایندة جوانان همراه با جمعیت رو به افزایش دانشجویی به انباشت خواسته‌ها و فشار منجر شده‌است.

[متن کامل]



اندونزی؛ سیاستِ نیروی اخلاقی ومبارزه با اقتدارگرایی  

ادوارد اسپینال

در ماه فوریه سال ۲۰۰۴، ریزال نوردین فرماندار استان سوماترای شمالی نشست هیئت‌های اجراییِ سازمان‌های دانشجویی هشتاد دانشگاه کشور را افتتاح کرد. ref(۱) او هنگامِ خوش‌آمدگویی به دانشجویان گفت: «تاریخ ثابت کرده موضع دانشجویان و جوانان همیشه آینده این ملت را تعیین کرده‌است: از ۱۹۰۸ (سوگند جوانان ref(۲))، ۱۹۴۵ (اعلامیه استقلال)، ۱۹۶۶ (اصلاحات)، تا ۱۹۹۸ یعنی زمانی که دانشجویان به عنوان پیشروان اصلاحات ref(۳) شناخته‌ شدند ... در همة ادوارِ تاریخی بیداریِ ملی، جوانان و دانشجویان همواره پیشتاز بوده‌اند. انتخابات سراسری پیش رو در ۲۰۰۴ نیز از این قاعده مستثناء نخواهد بود و دانشجویان نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت این 'فستیوال دموکراسی' خواهند داشت.» ref(۴)

[متن کامل]



چارچوبی تطبیقی برای تحلیل جنبش‌های دانشجوییِ بین‌المللی  

یونگیون گیل و جیمز دِفرونزو

مقدمه
جنبش‌های دانشجویی متنوع‌اند و طیف گسترده‌ای را شامل می‌شوند، از معترضان به نظام دانشگاهی تا جنبش‌های انقلابی که در فروپاشی حاکمیت‌ها دخیل بوده‌اند. ref(۱) اغلبِ آنها به لحاظ ایدئولوژیک، به چپ مایل‌اند، اما کنشگری دانشجوییِ راست‌گرا هم وجود داشته است، مثل پشتیبانی دانشجویان از جنبش‌های فاشیست و نازی در ایتالیا و آلمانِ دهة ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰. گرچه در دهة ۱۹۶۰، دانشجوها در کشورهای غربی، نیروی سیاسیِ مهمی محسوب می‌شدند، ولی در مبارزات استقلال‌جویانة ملی‌گرا در آفریقا، آسیا، و آمریکای لاتین نیز نقش کلیدی داشتند. ref(۲) مشارکت در کنشگری دانشجویی، برای دانشجوها، پیامدهای شخصی و سیاسی داشته است. به عنوان مثال، مک‌آدام می‌نویسد دانشجویانی که در کنشگری مخاطره‌آمیز حضور داشته‌اند، غالبا در تمام زندگی‌شان، کنشگر سیاسی باقی مانده‌اند. ref(۳)

[متن کامل]