» باب گفتگو

مقالات ویژه

■  کشور و دولت‌هایش  مراد ثقفی

■ سید‌حسن تقی‌زاده؛ یک مملکت، یک برنامه  کاوه بیات

■ ملّت‌گرایی مهم است  گرِگ کَلهون

■ دولت و قبایلش یا آیندة قبیله‌ای جهان  گابریل مارتینز گرو

■ شکست دولت‌ها در مقابل جهانی شدن  سوزان سترنج


در اهمیت کشور بودن

[چکیده‌های مقالات]

در اهمیت کشور بودن

باب گفتگو

مراد ثقفی

همه شواهد حکایت از آن دارند که کشور ما روزهای خطیری را می‌گذراند. نه فقط به این دلیل که در چند صد کیلومتری مرزهای کشور یکی از کثیف‌ترین جنگ‌های تاریخ قرن‌های اخیر در جریان است، نه فقط به این دلیل که خاورمیانه‌ی ما دچار بحران‌هایی لاینحل و جنگ‌هایی بی‌پایان شده است، بلکه به این دلیل که نظم نوین جهانی هم که کمتر از سه دهه از عمر آن می‌گذرد، جز بی‌نظمیِ حیرت‌انگیز چیزی به بار نیاورده است.

[متن کامل]



مقالات ویژه

کشور و دولت‌هایش  

مراد ثقفی

دولت دهم که رفت، کوهی از مشکلات و معضلات را برای کشور به ارث گذاشت. فساد و ارتشاء و رانت‌خواری به حد اعلایش رسید، دیوانسالاری دولتی از کار افتاد و چارچوب قانونی‌ای نبود که اعتبار و همیتش دست نخورده باقی مانده باشد. عملکرد تخریبی دولت دهم چنان گسترده بود که به تمامی دیگر نهادهای حکومتی نیز صدمه زد. کارکرد قانونگذاری و نظارتی مجلس به بازیچه گرفته شد و قوة قضائیه نیز در چشم عموم به نهادی تبدیل شد که خشمش را از ناتوانی در "گیر انداختن" دانه‌درشت‌ها بر سر کوچک‌ترها خالی می‌کرد. سایر نهادها نیز اسماً و رسماً وضعی بهتر از این‌دو نداشتند. البته این مفاسد یگانه میراثی نبود که کشور، ملت و دولت به ارث بردند: تحریم‌های بین‌المللی و نظامی، یارانه‌ای که آنقدر بد چیده شده است که عاقبت مضراتش برای اقشار آسیب‌پذیر نیز بر فوائدش خواهد چربید، در زمرة معضلات اساسی‌ای بودند که اینک باید پاسخی در خور می‌یافتند.

[متن کامل]



سید‌حسن تقی‌زاده؛ یک مملکت، یک برنامه  

کاوه بیات

اندک زمانی بعد از اعادة حداقلی از ثبات سیاسی و حکومتی در ایران در سال‌های میانی دهة ۱۳۰۰ شمسی،‌ یعنی بعد از پشت سر گذاشتنِ یک دورة ده ـ پانزده ساله از آشوب و به هم‌ریختگی بالاخره فرصت آن پیش آمد که مسائلی فراتر از الزاماتِ برقراری و اعادة آن حداقل، مورد توجه نیروهای سیاسی قرار گیرد.

[متن کامل]



ملّت‌گرایی مهم است  

گرِگ کَلهون

ملّت‌گرایی را به‌راحتی ناچیز می‌انگارند و با این کار، غالباً از رایج‌ترین اَشکال آن چشم می‌پوشند . تحلیلگران، بر طغیان خشونت، تبعیض نژادی یا قومی، و جنبش‌های عظیم اجتماعی انگشت می‌گذارند، لذا نمی‌توانند ملّت‌گرایی هر روزه‌ای را ببینند که به افراد، حس تعلق به جهان و دولت‌ها را می‌بخشد. نمی‌توانند ملّت‌گرایی را به مثابة روشی ببینند که به تاریخ‌نگاران کمک می‌کند تا تاریخ را به صورت رویدادهایی در درون ملت‌ها یا متعلق به آن‌ها ببینند؛ که به دانشمندان علوم اجتماعی کمک می‌کند تا پژوهش‌های تطبیقیِ داده‌محوری انجام دهند که در آنها تقریباً همیشه واحد پژوهش، ملت‌ها هستند. مهم است که صرفاً با گزینشِ افراطی‌ترین یا مشکل‌سازترین اَشکال ملّت‌گرایی، دست به پژوهش نزنیم. مهم است که ملّت‌گرایی را چیزی غیرعادی ندانیم که در آستانة نابودی است، بازمانده‌ای متعلق به اعصار گذشته که در آن‌ها، ارزش‌های جدید، محلی از اِعراب نداشتند. سودای نابودی ملّت‌گرایی را در سر پروراندن، رویکرد علمیِ مناسبی نیست.

[متن کامل]



دولت و قبایلش یا آیندة قبیله‌ای جهان  

گابریل مارتینز گرو

قرائتی که در اینجا از آیندة جهان در پرتو نظریة ابن‌خلدون، بزرگ‌ترین تاریخ‌نگار اسلامی ارائه خواهم داد، نیازمند چند تذکر مقدماتی است. اندیشة ابن‌خلدون از منظر طرح تناقضاتی که به نظر لاینحل می‌رسند، اعجازی است روشنگر. این اندیشه، برای ما، یعنی ما مدرن‌ها و غربی‌ها که اصول سیاسی‌مان با اصول سیاسی‌ای که ابن‌خلدون بدیهی به شمار می‌آورد اختلاف‌های جدی دارد، باز هم بیشتر اعجازآمیز می‌باشد. ابن‌خلدون همواره به نوعی مایة رسوایی بوده است، اما برخلاف بسیاری از متفکران آن دوران که موجب برانگیختگی نزد ما می‌شوند، او برای مایی که هیچوقت از وجودمان اطلاعی هم نداشت باز هم بیشتر مایة رسوایی است. قصد من در اینجا تأکید بر این وجه نیست و بسیاری از متخصصانِ اندیشة وی مسائل را بدین صورت نمی‌بینند. من در این نوشته فقط سعی کرده‌ام استدلال وی را تا آنجا که ممکن است پیش ببرم و به نظر خودم نیز به اندیشة وی خیانت نکرده‌ام. با این‌حال مایلم مشخصاً به سه نکته دربارة متنی که پس از این خواهد آمد اشاره کنم.

[متن کامل]



شکست دولت‌ها در مقابل جهانی شدن  

سوزان سترنج

آن نظام جهانی که به صفت "وستفالی" شناخته می‌شود در حال شکست خوردن است: هم در کل، هم در سطح انسانی و هم از منظر اقتصاد سیاسی. در نتیجه کسانی از میانِ ما که به مطالعات بین‌المللی علاقمند هستیم باید در آینده همّ و غم خود را بر آن بگذاریم که بفهمیم این نظام به چه شکلی در خواهد آمد و جایگزینِ آن چه خواهد بود .

[متن کامل]