» باب گفتگو

مقالات ویژه

■ شناختن و شناساندن همسایه: کتاب‏های مربوط به ایران در ترکیه سدة بیستم  سرحان آفاجان

■ کردهای ترکیه، میراث بر جای مانده  احسان هوشمند

■  «همه با هم پیمودیم این راه‏ها را»حکایت راه حزب عدالت و توسعه  اسماعیل چاغلار

■ حزب عدالت و توسعه از منظر منتقدان اسلام‏گرا و کمالیست  ادیب آصف بکار اغلو

■ کمالیسم مُرد، زنده باد کمالیسم  تورج اتابکی


جمهوری ترکیه

[چکیده‌های مقالات]

جمهوری ترکیه

باب گفتگو

تورج اتابکی


سال ۲۰۱۱ میلادی را بی هیچ دو دلی، می‏توان سال تحولات عمیق اجتماعی و سیاسی خاورمیانه خواند. تحولاتی که عاملان آن، گروه‏هایی عمدتاً از مردمان شهرهای کلان ـ و گاه خُرد ـ با تحرک اجتماعی چشمگیر، به نقش‏آفرینی تازه در سپهر سیاست برخاستند. شناخت ریشه‏های این تحولات و این تحرک اجتماعی، آنچه که در گذشته نهفته است، بسیاری از اهل نظر را به کنکاش واداشته. روایات گونه‏گونی از حاصل این کنکاش‏ها را در چند ماه گذشته در هیئت مقالات و کتاب‏های دانشگاهی و جز آن می‏توان یافت. اما به ندرت می-توان در این پژوهش‏ها طرحی ـ حتی کدر ـ از چشم‏اندازی که این تحولات رقم می‏زنند، داشت. شاید برای عاملان این تحولات نیز پاسخ به پرسش آنچه که نخواستنی بود و هست، سهل‏تر باشد تا آنچه که خواستنی است. یافتن آنچه که قرار است الگوی آیندة توسعه اجتماعی و سیاسی این جوامع باشد مشکل‏تر است از شناخت آنچه که داشتند و دورش انداختند.
در میان الگوهای مطرح توسعه اجتماعی و سیاسی، الگوی ترکیه تحت حزب عدالت و توسعه این کشور شاید از مطرح‏ترین این الگوها باشد. اینکه آیا شکل توسعة اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ترکیه در دوران حاکمیت حزب عدالت و توسعه، شکلی ناب و نو از توسعه بوده که باید به نام این حزب در تاریخ ثبت شود، جای تردید است. چرا که پیش از رهبران دیروز و امروز حزب عدالت و توسعه و دیگر احزاب اسلامی در ترکیه، می‏توان سراغ اندیشه‏های همسنگ اندیشة عبدالله گل یا رجب طیب اردوغان را نزد بسیاری از اهل نظر و سیاست در جوامعِ اسلامی یافت. اما گویا جایگاه تاریخی ترکان میان مسلمانان اهل سنت، زمینه‏ساز برجستگی رهبران حزب عدالت و توسعه ترکیه به مثابه معماران الگوی «نوساخته» شده است.
در ایران ما نیز، مطالعه و تحلیل پیشینه و عملکرد حزب عدالت و توسعه ترکیه، دلمشغولی بسیاری از اهل پژوهش و سیاست بوده است. اینکه اینان کیانند و از کدام تبار؟ حالشان بر چه سیاق است و آینده‏شان بر کدام نمط؟ از همین رو این شماره گفتگو را به بازخوانی کارنامه و زمانة حزب عدالت و توسعه ترکیه، دستاوردها و چالش‏های روبرو اختصاص دادیم تا ما نیز سهمی در این داد و ستد اندیشه داشته باشیم.
همکاران غیر ایرانی این شماره، سرحان آفاجان، ادیب آصف بکاراوغلو و اسماعیل چاغلار، هر سه تن به خواهش ویراستار، مقالاتی ویژة گفتگو و برای خواننده ایرانی نوشتند از اینان و دیگر یاران و همکارانم، مارال جفرودی، و احسان هوشمند و همچنین حسن اسدی به دلیل قبول زحمت ترجمة مقالات ترکی به زبان فارسی به دل سپاسگزارم.
در تهیه این شماره، تلاش همه بر این بوده تا مقالات، تصویری جامع از حزب عدالت و توسعه ترکیه به دست دهد و پرتوی بر بدیل سیاسی ـ اجتماعی‏ای بیافکند که امروزه بسیاری آن را خورند جوامع اسلامی می‏دانند. خاورمیانه در یکصد سال گذشته الگوی توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی گونه‏گونی را تجربه کرده است. الگوهایی با ناکامی‏ها و کامیابی-های به یادماندنی و تأثیرگذار. تجربة حزب عدالت و توسعه ترکیه شاید همین از این دست باشد.


مقالات ویژه

شناختن و شناساندن همسایه: کتاب‏های مربوط به ایران در ترکیه سدة بیستم  

سرحان آفاجان


ایران و ترکیه فراتر از همسایگی دارای وجوه مشترک و بده‏بستان‏های تاریخی، فرهنگی و ادبی هستند. با این همه، در میان کشورهای جهان هیچ همسایگانی را نمی‏توان یافت که مناسبات‏شان را برپایه «تصورات» بنا کنند. در جغرافیایی که حافظة تاریخی مردم آن با مفاهیم انتزاعی نظیر «احساس غرور و شرم» و «شایستگی اجدادی» و «یا شرمساری اجدادی» مملو گشته، نباید تعجب کرد که مفهوم «دیگری» به عنوان عنصر تکمیل کنندة این حافظه عمل نماید. بدین ترتیب در ذهن یک ترک، با معلومات متوسط تاریخی، واژة ایران بلافاصله تداعی کننده واژه توران است، اما درک و دریافت حاصل از این تداعی و یا حتی رقابت، چندان که به نظر می‏رسد ساده نیست. اگر حافظة تاریخی را کنار بگذاریم برای هر ترک واژه ایران احساس احترام و نگرانی را برمی‏انگیزد، اما بیش از هر چیزی این واژه تداعی کننده نوعی «معما» است. این معماگونگی و پردة اسرار پیرامون آن به قدری عمیق است که شمار کسانی که تصور می‏کنند زبان گفتگو در ایران نه فارسی بلکه عربی است و یا حتی کسانی که نمی‏دانند ایران همسایة ترکیه است، چندان هم کم نیست. ممکن است گفته شود که این کاستی که تحت تأثیر فرهنگ عمومی رایج در عصر ما شکل گرفته، چندان هم پدیدة نادری نیست. لیکن این جنبه از موضوع نیز چندان که تصور می‏شود سهل و ساده نیست. چرا که در ترکیه کم نیست شمار افرادی که با آگاهی از موقعیت ایران به عنوان تنها کشور مسلمان که علیرغم همسایگی وگاه سهولت دسترسی، تحت سلطة عثمانی درنیامد، می‏گویند ترکیه کم نیستند افرادی که در ترکیه معتقدند باید... به جای صرف وقت برای ورود به اتحادیة اروپا به کشور «قدرتمندی» نظیر ایران نزدیک شود. پس پیش از هر چیز بایدبه این دو پرسش جواب داد: اولاً ایران از منظر ترکیه به عنوان همسایه‏اش چگونه دیده می‏شود؟ ثانیاً، در حال حاضر که تقویم در ترکیه سال ۲۰۱۱ و در ایران ۱۳۹۰ را نشان می‏دهد چرا این موضوع مهم است؟

[متن کامل]



کردهای ترکیه، میراث بر جای مانده  

احسان هوشمند


ترکیه پس از ظهور و به قدرت رسیدن احزاب اسلام‏گرا به ویژه حزب عدالت و توسعه شاهد دگرگونی‏های گسترده اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسیِ داخلی و چرخشی روشن در سیاست‏های منطقه‏ای و بین‏المللی بوده است. نمونه بارز این وضعیت را می‏توان در سیاست‏های اخیر ترکیه در رابطه با آنچه «بهار عربی» خوانده می‏شود، ملاحظه کرد. ارسال کمک‏های انسانی با تبلیغات گستردة رسانه‏ای به غزة محاصره شده و تیره شدن روابط آن کشور با دولت اسرائیل نیز نمونه‏ای دیگر از دگرگونی‏های اخیر است. برخی ناظران وضعیت حاضر و استمرار آن را در چارچوب تمایل ترکیه برای احیای صورت نوینی از امپراطوری عثمانی ارزیابی می‏کنند. رویکردی که لااقل با بخش مهمی از میراث کمالیست‏ها در تعارض قرار دارد. ثبات نسبی در کسب آرای اکثریت مردم ترکیه در چند انتخابات اخیر نیز نشانی از همراهی و تمایل افکار عمومی به استمرار برنامه‏های این حزب قدرتمند ترکیه‏ای است. هرچند، به زعم گروهی از تحلیل‏گران، نتایج دو انتخابات اخیر در ترکیه نشانه‏های روشنی از سه شقّه شدن جامعه ترکیه را نمایان ساخته است، آرای کمِ حزب عدالت و توسعه در بخش‏های اروپایی ترکیه و نیز در مناطق کردنشین و آرای بالای آن در آناتولی مرکزی مستند این دسته از تحلیل‏گران برای اثبات فرضیۀ مزبور است. اوج این وضعیت را در انتخابات اخیر مجلس ترکیه می‏توان نشان داد که نامزدهای علی‏الظاهر مستقلِ کُرد اما وابسته به حزب صلح و دموکراسی توانستند با فرستادن ۳۶ نماینده (که صلاحیت یکی از آنها رد شد) بخش مهمی از آرای مناطق کردنشین ترکیه را به خود اختصاص دهند. بررسی حاضر، برخی از تحولات حوزه کُردنشین ترکیه را مورد توجه قرار می‏دهد.

[متن کامل]



«همه با هم پیمودیم این راه‏ها را»حکایت راه حزب عدالت و توسعه  

اسماعیل چاغلار


حزب عدالت و توسعه با کسب ۶۳,۳۴ درصد آرا در انتخابات نوامبر ۲۰۰۲ موفق شد، بدون ائتلاف یک دولت تشکیل دهد.ref(۱) از آنجا که نظرسنجی‏های پیش از انتخابات و مشاهدات کارشناسان سیاسی از احتمال حصول چنین نتیجه‏ای خبر می‏داد، لذا این نتیجه، یعنی پیروزی حزب عدالت و توسعه چندان شگفت‏انگیز و نامترقبه تلقی نشد. با اینحال پیروزی حزبی که از تأسیس آن بیش از یک سال سپری نمی‏شد آن هم در نخستین تجربه انتخاباتی‏اش پرسشی است که اذهان را تا مدت‏ها مشغول کرد و هنوز هم این مشغولیت ذهنی تداوم دارد. بر آمدن حزب از درون اسلام سیاسی و موفقیت آن در پیشبرد راهبرد تشکیلاتی و همچنین بروز بحران سیاسی و اقتصادی در فاصله سال‏های ۲۰۰۲-۱۹۹۹ دو توضیح اساسی در پاسخ به این پرسش است. ref(۲)

[متن کامل]



حزب عدالت و توسعه از منظر منتقدان اسلام‏گرا و کمالیست  

ادیب آصف بکار اغلو


حزب عدالت و توسعه پس از پیروزی در انتخابات نوامبر۲۰۰۲، از سوی جناح‏های مختلف و به دلایل متفاوت مورد انتقاد بوده ‏است. منتقدان می‏گویند که حزب عدالت به اندازة کافی دموکرات نیست، به اندازة کافی ملی‏گرا نیست، به اندازة کافی اسلام‏گرا نیست، به اندازة کافی سکولار نیست، به اندازة کافی از طبقات کم درآمد پشتیبانی نمی‏کند، به اندازة کافی لیبرال نیست، به اندازة کافی برای ورود به اتحادیة اروپا کوشش نمی‏کند، به اندازة کافی به جهان اسلام متمایل نیست، به اندازه کافی راست‏گرا نیست. به اندازة کافی دولت‏گرا نیست. این انتقاد‏ها از یک سو ازمنشأ ایدئولوژیک و از سوی دیگر از دیدگاه اجتماعی- اقتصادی (و یا به عبارتی طبقاتی) سرچشمه می‏گیرد؛ و یا هر دو منشأ همزمان در این انتقادها دخیل اند. در این مقاله به ریشه‏های ایدئولوژیک و طبقاتی حزب عدالت و توسعه نمی‏پردازیم. نظر به کسب نزدیک به ۵۰% آراء مردم ترکیه توسط حزب عدالت و توسعه و در نتیجه توده‏ای بودن این حزب، به تأکید می‏توان گفت که حزب دارای یک ایدئولوژیک التقاطی است. در حالی که جهت‏گیری لیبرالی حزب در سیاست و اقتصاد ویژگی‏ای مورد قبول و پذیرش همة عناصر و جناح‏ها است، اما از جهت هویتی، عناصر مختلف؛ از اسلام‏گرایی تا ملی‏گرایی مؤلفه هویتی آن را تشکیل می‏دهد. حزب عدالت و توسعه هر چند در بیان سیاست‏های هویتی خود از مفاهیم پوپولیستی بهره می‏گیرد اما در سیاست‏های اقتصادی با دوری‏گزینی از سنت‏های راست کلاسیک، از پوپولیسم اقتصادی فاصله گرفته و سیاست مالی نظام‏مند را دنبال کرده‏است. لذا سیاست اقتصادی حزب عدالت و توسعه را می‏توان نئولیبرالی نامید. خط مشی اقتصادی حزب گرچه مورد پشتیبانی کامل طبقة بورژوای داخلی و سلطه‏گران جهانی [شرکت‏های چند ملیتی] است ولی از سوی طبقة کارگر به شدت در معرض چالش قرار گرفته‏است. از سوی دیگر حزب عدالت و توسعة هرگاه خواسته است به موضوعات مناقشه‏انگیز سکولاریسم و مسئلة کرد بپردازد با مقاومت شدید کمالیست‏ها مواجه شده‏است. همچنین با افزایش و عمومیت یافتن آثار و تبعات استحاله، حزب حاکم از سوی گروه‏های حامی خود یعنی اسلام‏گرایان نیز مورد انتقاد قرار گرفته‏است. در نوشتة حاضر به بررسی و ارزیابی انتقادهای دو قطب مخالف، یعنی اسلام‏گرایان و کمالیست‏ها، از حزب عدالت و توسعه خواهیم پرداخت

[متن کامل]



کمالیسم مُرد، زنده باد کمالیسم  

تورج اتابکی



ظهور اسلام‏گرایی معاصر در صحنه سیاسی ترکیه و جدال اسلام‏گرایان و سکولاریست‏ها در این صحنه هرچند به دهه شصت میلادی می‏رسد، اما این جدال ریشه در قرن نوزدهم امپراتوری عثمانی دارد. در دوران اصلاحات ‏آمرانه که در تاریخ عثمانی دوران تنظیمات (۱۸۷۶-۱۸۳۹) مشهور است: رشته اصلاحاتی با هدف تضمین تمامیت ارضی امپراتوری اعلام و اعمال شد که حقوق برابر همه شهروندان را، مستقل از تعلقات دینی و آئینی‏شان می‏خواست. از آن جمله بود برپایی محاکم عرفی و لغو مالیات سرانه‏ای که تنها شامل غیرمسلمانان می‏شد. بازنمود یا تجلی این اصلاحات را در خط شریف گلخانه (۱۸۳۹) و خط همایون (۱۸۵۶) می‏توان سراغ گرفت. با به‏قدرت رسیدن سلطان عبدالحمید ثانی در ۱۸۷۶ هرچند انجام اصلاحات آمرانه متوقف نشد، اما صحنه‏گردان سیاسی عثمانی بیشتر اسلام‏گرایانی بودند که دل در گرو اندیشه‏های پان‏اسلامیستی عبدالحمید داشتند. در طول این دوران سی ساله که تا انقلاب ترکان جوان در ۱۹۰۸ ادامه یافت، عرصه فعالیت سیاسی و اجتماعی برای سکولاریست‏ها گاه چنان تنگ شد که گروهی از اینان مجبور به جلای وطن شدند و ثقل سازماندهی‏شان را به خارج از مرزهای امپراتوری کشاندند.
انقلاب ۱۹۰۸ ترکان جوان که نقطه پایانی بود بر سلطنت مطلقه عبدالحمید ثانی، بار دیگر راه را بر ورود سکولاریست‏ها به عرصه سیاست‏گذاری عثمانی باز کرد. این‏بار اسلام‏گرایان بودند که به سایه مخالفت با حکومت نشستند و در خیال بازگشت به قدرت. کودتای ناکام ۱۹۰۹ اینان با چنین هدفی بود که انجام شد.

[متن کامل]