» باب گفتگو

مقالات ویژه

■ طعم تلخ خصوصی‌سازی  مسعود حقگو

■ شرایط سیاسی و ساختار مالکیت در سه دهة اخیر در ایران  احمد میدری

■ خصوصی‌سازیِ دارایی‌های عمومی در جمهوری اسلامی  کاوه احسانی

■ خصوصی‌سازی در ایران یک نگاه اجمالی  موسی غنی‌نژاد

■ آیا هیچ راه بهتری وجود ندارد؟  مارشال گولدمن


تجربه خصوصی‌سازی

[چکیده‌های مقالات]

تجربه خصوصی‌سازی

باب گفتگو

مسعود حقگو

صرفنظر از چند اتفاق در قبل از انقلاب، تجربه «خصوصی‌سازی» در کشورمان به اواخر دهة شصت و برنامة اول توسعه اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی کشور بر می‌گردد (تبصره ۳۲ و بندهای ۳۷-۴ و ۱-۸ تا ۴-۸ قانون برنامه اول توسعه). فهرستی از شرکت‌های قابل واگذاری در هیأت دولت تهیه و کمیته واگذاری با مسئولیت معاون اول رئیس جمهور وقت برای پیگیری امر تشکیل شد. هدف‌های تعیین شده نیز عبارت بود از: بهبود مدیریت، تقویم دارایی‌ها، تعیین حداقل سوددهی و لغو معافیت‌های شرکت‌های دولتی. از آن پس در هر یک از برنامه‌های توسعه اهدافی و در بودجه‌های سالیانه نیز ارقامی برای درآمدهای حاصله از «خصوصی‌سازی» منظور شد. سال ۱۳۸۴ در این میان اما نقطه عطفی بود. سالی که با ابلاغ سیاست‌های اصل ۴۴، دولت جمهوری اسلامی وارد عرصه بس وسیع‌تری از سیاست‌های جدید اقتصادی کشور شد و اختیار واگذاری‌ها در کلیه بخش‌های اقتصادی را به دست آورد. اهداف تعیین شده برای این سیاست‌ها، شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی ملی، گسترش حاکمیت عمومی به منظور تأمین عدالت اجتماعی، ارتقای کارآیی بنگاه‌های اقتصادی و بهره وری بود.

[متن کامل]



مقالات ویژه

طعم تلخ خصوصی‌سازی  

مسعود حقگو

«خصوصی سازی » امروز دیگر واژه‌ای بیگانه در فضای عمومی جامعه نیست ؛ واژه‌ای است پربسامد در گفتار اقتصادی - سیاسی کشور و ادبیاتی دارد غنی و متنوع . اما این تداول و حضور در فضای عینی و ذهنی اجتماع به آن ابعاد و سویه‌های بخشیده که بدست دادن تعریفی ساده و شفاف از آن را قدری دشوار می‌کند. سازمان خصوصی‌سازی، «خصوصی سازی» را «بکارگیری ایده‌ها و اندیشه‌های جدید و فن‌آوری پیشرفته در جهت رشد ، شکوفایی و اصلاح ساختار اقتصادی با ایجاد زمینه حضور فعالان اقتصادی» تعریف کرده است که «فقط انتقال مالکیت دولتی به بخش خصوصی و رها کردن فعالیت‌های اقتصادی به حال خود نیست، بلکه بخشی از فرآیند اصلاح و بازسازی نظام توزیع و کنترل منابع اقتصادی از سویی و بازنگری در سیستم بازتوزیع ثروت‌های ملی در جهت افزایش انگیزه‌های سرمایه‌گذاری بخش غیردولتی » است.

[متن کامل]



شرایط سیاسی و ساختار مالکیت در سه دهة اخیر در ایران  

احمد میدری

همه دولت‌های پس از جنگ سعی در فروش شرکت‌های دولتی داشتند اما این دولت احمدی‌نژاد بود که موفق به اجرای خصوصی‌سازی شد. از اولین دوره تصدی او تا پایان اردیبهشت ۱۳۸۹ بیشتر از ۶۷ هزار میلیارد تومان از شرکت‌های دولتی فروخته شده‌است. ارزش فروش یکسال از دارایی‌های این دولت برابر با خصوصی‌سازی در ۱۶ سال دولت‌های هاشمی و خاتمی است. رمز موفقیت او و شکست دو دولت قبلی را باید در شرایط سیاسی جدید جستجو کرد.

[متن کامل]



خصوصی‌سازیِ دارایی‌های عمومی در جمهوری اسلامی  

کاوه احسانی

از انتخاب محمود احمدی‌نژاد به عنوان ریاست جمهوری در سال ۸۴ تا امروز، خصوصی‌سازی دارایی‌های عمومی، و اخیراً نیز حذف یارانه‌های طیف گسترده‌ای از کالاها و خدمات به دو مسئله اساسی اقتصاد ایران بدل شده است. تعدادی از سران برجستة نظام برنامة خصوصی‌سازی را یک «انقلاب اقتصادی» خوانده‌اند. از خصوصی‌سازی فقط یک گشایش اقتصادی انتظار نمی‌رود بلکه از لحاظ عقیدتی و سیاسی نیز ظاهراًَ باور بر آن است که علت‌العلل بسیاری از گرفتاری‌های سیاسی و اجتماعی نیز از خودکامگی گرفته تا فساد و خویشاوندسالاری، در مالکیت دولتی دارایی‌های اقتصادی ریشه دارد.

[متن کامل]



خصوصی‌سازی در ایران یک نگاه اجمالی  

موسی غنی‌نژاد

خصوصی‌سازی در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان نسبتاً دیر به ایران رسید و شکل ویژه خود را یافت. چالش‌های ایجاد شده میان طرفداران این پدیده و مخالفان که هم نیروهای سیاسی چپ و هم نیروهای سیاسی راستگرا را شامل می‌شود به دلیل بدفهمی از این پدیده بود. پایه و اساس این بدفهمی را می‌توان در نگاه به نقش دولت جست‌وجو کرد. وقتی که روشنفکران و سیاسیون درباره جایگاه دولت از نظر فعالیت‌های اقتصادی به تعریفی قابل قبول و قابل تحمل برای یکدیگر نمی‌رسند و هر جریان فکری تعریف خود را ارائه می‌دهد، این وضعیت پیش می‌آید و در ایران این اتفاق افتاد.

[متن کامل]



آیا هیچ راه بهتری وجود ندارد؟  

مارشال گولدمن

در روسیه، هیچکس بر این باور نبود که فرایند خصوصی‌سازی بدون دردسر خواهد بود، ولی بسیاری از موافقان اصلاحات اقتصادی عقیده داشتند که هزینه‌های این فرایند (حتی فساد و جرائم) به واسطه تحولات اقتصادی و مدیریتی که همگام با خصوصی‌سازی شکل می‌گرفتند، مهار خواهند شد. این تحولات بالاخره، البته با تأخیری دهساله کم‌کم به وقوع پیوسته‌اند، امّا در مجموع بسیار محدود و کُند بودند. از آنجائی که مدیران صنایع خود به مالکین جدید و یا سهامداران عمده تبدیل گشتند، اکثراً علاقه‌ای به این نداشتند که خود را از کار برکنار کنند.

[متن کامل]