» باب گفتگو

مقالات ویژه

■ طبقۀ کارگر پس از انتخابات دهم: انزوا یا ائتلاف؟  محمد مالجو

■ سی سال جابه‌جایی طبقات اجتماعی در ایران  سهراب بهداد و فرهاد نعمانی

■ کالبدشکافی انقلاب  احمد اشرف

■ بازار کار در ایرانِ پس از انقلاب  حسن طائی

■ حداقل دستمزد در ایران  فرشید یزدانی

■ «کار» و کارگر؛ بازتاب مسائل کارگری در نشریه کار  انوش صالحی


کارگران و دولت در ایران

[چکیده‌های مقالات]

کارگران و دولت در ایران

باب گفتگو

محمد مالجو

اعضای طبقة کارگر در سال ۱۳۸۵ حدود ۳۰ درصد از نیروی کار شاغل در ایران را تشکیل می‌داده‌اند، بخشی از نیروی کار که عمدتاً هم فاقد ابزار تولید است، هم بی‌بهره از اقتدار سازمانی، و هم جای‌گرفته در رده‌های بالنسبه پایین‌تری از هرم سرمایة انسانی. طبقة کارگر در ایران روی‌هم‌رفته از نابرخوردارترین اقشار اجتماعی است، نوعی نابرخورداری که در ناامنی فزایندة شغلی، میزان مستمراً بالای بیکاری، نرخ بالای تورم، معضل دیرپای حقوق معوقه، گسترش قراردادهای موقت کار، قدرت خرید کاهندة دستمزدهای اسمی، خروج کارگاه‌های زیر ده نفر از شمول قانون کار، تعدیل اجباری نیروی کار مازاد، تبعیض جنسیتی در نقطة تولید، ممنوعیت تأسیس تشکل‌های مستقل کارگری، ممنوعیت اعتصاب، و جز آن بازتاب می‌یابد. رگه‌ای از همین نابرخورداری را مثلاً می‌توان در آینة مسائل مرتبط با حداقل دستمزد ردیابی کرد. حداقل دستمزد که در سال ۱۳۸۷ ماهانه حدوداً ۲۲۰ هزار تومان بود فقط حدود ۶۱ درصد از قدرت خریدِ حداقل دستمزد در سال ۱۳۵۸ را داشت. همین رقمِ حدوداً ۲۲۰ هزار تومانی در شرایطی به تصویب رسید که خط فقر در سال ۱۳۸۷ برای خانوار پنج‌نفره در شهرهای بزرگ بنا بر محاسبة بانک مرکزی معادل ۷۸۰ هزار تومان بود.

[متن کامل]



مقالات ویژه

طبقۀ کارگر پس از انتخابات دهم: انزوا یا ائتلاف؟  

محمد مالجو

مقدمه
بخش‌هایی از روشنفکران چپ در ایران گرچه با جنبش اعتراضی پس از بیست‌ودوم خرداد تا حدود زیادی همدلی دارند اما ائتلاف طبقة کارگر با طبقة متوسط را در شرایطی که هژمونی طبقة کارگر در جنبش سبز به منصة ظهور نرسیده باشد جایز نمی‌دانند. نویسندگانی از این دست دربارة ائتلاف طبقة کارگر با سایر طبقات بر این باورند که «طبقة کارگر نمی‌تواند به بهانة مبارزه با توتالیتاریسم به اتحاد با جناح‌های مختلف بورژوازیِ لیبرال (حتی جناح چپ بورژوازی) دست بزند.» از نگاه چنین نویسندگانی، «هدف فوری چپ از مشارکت در [جنبش اعتراضیِ پس از بیست‌ودوم خرداد] تشکیل پرولتاریا به صورت طبقه و به منظور خلع ید سیاسی و اقتصادی از کل طبقة بورژوازی است.» نقشة راه برای تحقق همین هدف را نیز چنین بازگو می‌کنند: «طرح این مطالبات نیازمند زمان، پیشرفت مادیِ وقایع و استمرار جنبش، کنارزدن ذهنیت‌های بورژوایی ـ لیبرالی، مبارزه با هژمونی لیبرال‌ها و کوششی دشوار برای حضور هژمونیک طبقة کارگر است.»

[متن کامل]



سی سال جابه‌جایی طبقات اجتماعی در ایران  

سهراب بهداد و فرهاد نعمانی

انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران نظم سیاسی موجود را واژگون کرد. مناسبات و نهادهای موجود اجتماعی را از هم گسیخت تا بدان‌ها سرشت و قالبی تازه بخشد. انقلابْ بیانِ آرمانی دگرگونی اجتماعی و پیشرفت بود. شعارهایش، اندیشیده یا خودانگیخته، نماد جهت‌گیری دلخواه توده‌های شرکت‌کننده در جنبش انقلابی و رهبران‌شان بود. اما شکل و جهت و دامنة انقلاب را، هم‌چون آتشی که به جنگل می‌زند یا هم‌چون گردبادی که دشت را می‌پیماید، دینامیسم درونیِ تعامل نیروی درهم‌کوبنده‌اش با پهنة اجتماعی که آن را درمی‌نوردد تعیین می‌کند نه جهت‌گیری‌های آغازین و خاستگاه‌اش. چنین است داستان انقلاب ایران که خواست‌اش حاکم‌کردن مستضعفان، امحای فقر و استثمار و ثروت "بادآورده"، استقلال از "امپریالیسم شرق و غرب"، و نشاندن اقتصاد اسلامی آرمانی‌ای، که تاکنون تعریفی از آن به دست داده نشده، تحت نظارت روحانیت شیعة خرده‌بورژامحور بر جای "سرمایه‌داری وابستة" ایران، در جامعة عمیقاً قطبی‌شدة کشور بود.

[متن کامل]



کالبدشکافی انقلاب  

احمد اشرف

پیش‌درآمد
«امروز، در تمام شهرهای ما توده‌های مردم علیه رژیم جنایت‌کار به‌پاخاسته‌اند... اما هنوز این آغاز کار است، هنوز بخش بزرگی از نیروهای خلق، (به خصوص کارگران) آن طور که باید و شاید به میدان نیامده‌اند.... ما سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران از تمامی کارگران زحمتکش و مبارز می‌خواهیم که در مقابل قتل عام توده‌های رنج‌دیده توسط مزدوران رژیم شاه جنایت‌کار ساکت نایستند .... در مقابل گلوله‌باران مردم زحمتکش در خیابان‌ها و دانشجویان در دانشگاه‌ها اعتراض کنید .... با توطئه‌های رژیم جهت برگزاری تظاهرات دولتی و قلابی توسط کارگران ناآگاه مبارزه کنید.»

[متن کامل]



بازار کار در ایرانِ پس از انقلاب  

حسن طائی

مقدمه
برای تحلیل بازار کار چندین وجه باید در نظر گرفته شود: تعامل بازار کار با چرخة اقتصادی و سپهر زیستی؛ عرضة نیروی کار و خانوارها و جمعیت؛ تقاضای نیروی کار؛ تولیدکل و بنگاه‌های اقتصادی؛ بیکاری و پیامدهای آن؛ حقوق و دستمزد پرداختی بنگاه‌ها به نیروی کار و درآمدهای کاری اعضای خانوارها؛ و قوانین و مقررات و نهادهای صنفی ناظر بر بازار کار. در این مقاله صرفاً سه رکن اساسی بازار کار، یعنی عرضه، تقاضا و بیکاری که حاصل تعامل دو بخش اخیر است، مورد بحث قرار می‌گیرند.

[متن کامل]



حداقل دستمزد در ایران  

فرشید یزدانی

مقدمه
حداقل دستمزد درواقع مقرراتی است در بازار نیروی کار که سطح پرداخت به کارگران را تعیین می‌کند. مقررات حداقل دستمزد در بسیاری از کشورها برآیند تعامل میان سه دسته از نقش‌آفرینان است: کارگران، کارفرمایان، و دولت. ایران نیز در آخرین ماه هر سال شاهد مشاجرات جدّی میان همین سه دسته بر سر تعیین حداقل دستمزد است. رگه‌ای از واقع‌بینی در مواضع همة طرف‌های ذی‌نفع در تعیین حداقل دستمزد وجود دارد.

[متن کامل]



«کار» و کارگر؛ بازتاب مسائل کارگری در نشریه کار  

انوش صالحی

روز شنبه نوزدة اسفند ۱۳۵۷ اولین شمارة نشریة کار ارگان سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران منتشر شد. به این ترتیب سازمان چریک‌های فدایی خلق پس از هشت سال مبارزة مخفی مسلحانه فعالیت علنی خود را آغاز کرد. به رغم محدودة اعضای اصلی باقی‌مانده در آستانة انقلاب، سازمان دارای هواداران بسیاری در طبقات مختلف اجتماعی بود و یکی از مهم‌ترین سازمان‌های چپ مارکسیستی در معادلات سیاسی آن ایام به شمار می‌رفت.

[متن کامل]