» باب گفتگو

مقالات ویژه

■ تلاش جوانان پناهنده‌ی افغانی در ایران برای امتناع از حاشیه‌ای‌بودن  هما هودفر

■ دولت ایران و مهاجرین افغان: تغییر سیاست و تحول هویت  فاطمه صادقی

■ مطالبه‌ی تابعیت مادری  شادی صدر

■ آمیزش فرهنگی و درهم شکستن سنت‌های روایی نزد نویسندگان مهاجر افغان  جواد فعال علوی

■ حضور مهاجرین افغانی در صنعت فرش دستباف کاشان  زهرا کریمی

■ افغانستان و بازار جهانی تریاک  هرمان کرویتزمن

■ مهاجران افغانی: معضلی جدید، حضوری دیرینه  فریبا عادل‌خواه


ایران و افغانستان

[چکیده‌های مقالات]

ایران و افغانستان

باب گفتگو

فاطمه صادقی

مهاجرت میلیون‌ها افغانی به ایران و سایر کشورها به سبب تهاجم روس‌ها به افغانستان و سال‌ها جنگ داخلی و ظهور طالبان، صرفِ‌نظر از پیامدهای زیان‌بار فراوانی که به همراه داشت، بار دیگر اهمیت فرایند دولت- ملت‌سازی و پیامدهای ناگوار شکست آن را در ابعادی گسترده به نمایش گذاشت. گفتنی است که تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان نیز نه فقط این فرایند را تسهیل نکرده بلکه آن را پیچیده‌تر نیز ساخته است.

[متن کامل]



مقالات ویژه

تلاش جوانان پناهنده‌ی افغانی در ایران برای امتناع از حاشیه‌ای‌بودن  

هما هودفر

مهم‌ترین دغدغه‌ی پناهندگان افغانی در ایران، بعد از امنیت، آموزش نسل جوان‌تر است. با عنایت به اینکه طیف گسترده‌ای از مهاجران اولیه‌ی افغانی به ایران در دهه‌ی ۱۹۸۰ عمدتاً بی‌سواد بودند و راه‌اندازی آموزش اجباری توسط روس‌ها (و نیز قانون جدید ازدواج ) را بسیاری از پناهندگان به عنوان دلیلی اصلی مهاجرت خود ذکر کرده‌اند ، این تحول واقعاً چشمگیر است. در آن زمان، آموزش، به‌ویژه آموزشِ دختران، غالباً مطلوب نبود و بسیاری از خانواده‌های افغانی ترجیح می‌دادند تبعید شوند تا این که زیر بار ننگِ فرستادن دختران‌شان به مدرسه بروند، یعنی محلّی که دختران‌شان چه‌بسا با پسران سروکار پیدا می‌کردند و آنها مناسبات غیراخلاقی، مثل نوشتن نامه‌های عاشقانه، برقرار می‌کردند. اما، حالا با گذشتِ دو دهه، آموزش چنان اولویتی برای افغانی‌های ایران پیدا کرده است که ایران که از یاری به آوارگان افغانی به ستوه آمده می‌کوشد پناهندگان افغانی را با سدکردن راه‌های عملی ورود اکثریت فرزندان‌شان به مدارس ایران به وطن‌شان عودت دهد.

[متن کامل]



دولت ایران و مهاجرین افغان: تغییر سیاست و تحول هویت  

فاطمه صادقی

حضور افغان‌ها در ایران از دیرباز به دلایل گوناگون از جمله اشتراک زبانی و تاریخی، مهاجرت‌های پراکنده‌ی فصلی برای کار و معیشت اقتصادی صورت گرفته است. اما سه دهه‌ی اخیر علاوه بر مهاجرت‌های اقتصادی که همواره جریان داشته‌اند، با سه موج بزرگ مهاجرت سیاسی از افغانستان به ایران و سایر کشورها نیز همراه بوده است. موج نخست بعد از تجاوز روسیه‌ی شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۵، دومی پس از درگرفتن جنگ داخلی میان گروه‌های مختلف مجاهدین در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵ و سومی بعد از ظهور طالبان در ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱. در موج اول ۴۰ درصد و در موج دوم و سوم ۳۶ درصد افغانی‌های مهاجر به ایران آمدند. بدین ترتیب در ۱۹۹۰ (۱۳۶۹)، حدود ۳ میلیون افغانی در ایران زندگی می‌کردند که این رقم تا پیش از ظهور طالبان در سال ۱۹۹۶(۱۳۷۵) به ۸۰۴.۴۰۴ نفر کاهش یافته بود. خروج نیروهای شوروی از افغانستان، درگرفتن جنگ داخلی در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ و به دنبال آن ظهور طالبان در ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ باز هم عده‌ای را روانه‌ی ایران کرد. با اوج‌گیری جنگ داخلی در این کشور و سپس ظهور طالبان عده‌ی دیگری به مهاجرت روی آوردند که منع آموزش همگانی به‌ویژه برای دختران از سوی امارت اسلامی طالبان و کشتار هزاره‌ها توسط طالبان از دلایل اصلی این مهاجرت‌ها محسوب می‌شدند. حمله‌ی نظامی آمریکا به افغانستان تغییرات بنیادینی را به همراه نیاورد، و ناامنی‌های بسیاری هنوز وجود دارند و شرایط معیشتی و اجتماعی و فرهنگی برای بسیاری از شهروندان از مقبولیت برخوردار نیست. ازاین‌رو حتی پس از حمله‌ی نظامی آمریکا و سقوط طالبان، روندهای مهاجرت و بازگشت اگر نه مانند گذشته، اما هنوز ادامه دارند.

[متن کامل]



مطالبه‌ی تابعیت مادری  

شادی صدر

با وجود همه‌ی قوانین قدیمی‌ای که ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی را محدود و مشروط به موانع و سختی‌های متعدد می‌کرد، سیاست‌های جمهوری نوپای اسلامی در ایران جهت پذیرش برادران مسلمان افغان که مرزها را به روی سیل مهاجران اقتصادی و پناهندگان سیاسی افغان گشود، زمینه‌ساز ازدواج حداقل ۳۰ و حداکثر ۱۰۰ هزار زن ایرانی با مردان افغان شد. یکی از مهمترین تبعات اجتماعیِ سیاستِ درهایِ باز در مورد مهاجران افغان، ازدواج تعداد قابل توجهی از زنان ایرانی با مردان افغان بدون اخذ پروانه‌ی زناشویی و در نتیجه تولد تعداد بسیاری فرزندِ بدون تابعیت بود.

[متن کامل]



آمیزش فرهنگی و درهم شکستن سنت‌های روایی نزد نویسندگان مهاجر افغان  

جواد فعال علوی

اگر تمایل ادبی سیاستمداران، دولتمردان، محققان اجتماعی و فرهنگی افغانستان، از سید جمال‌الدین اسدآبادی و سردار محمد عبدالقادرخان افندی گرفته تا نجیب‌الله توروایانا و محمد موسی شفیق و خیل شخصیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌ای را که بویژه در فاصله‌ی سال‌های ۴۰-۱۳۰۰ خورشیدی دست به انتشار آثار داستانی زده‌اند یکی از ویژگی‌های تاریخ داستان‌نویسی این کشور بدانیم ، دیگر خصلت برجسته و مهمّ این تاریخ را بویژه از دیدگاه مطالعه‌ی ساختارهای ادبی و داستانی باید جان سختیِ این رشته هنری در دل‌کندن از الگوهای روایی حکایات و افسانه‌های قدیمی، و مقاومت در برابر ساختارهای مدرن داستان‌نویسی تا دهه‌های اخیر قلمداد کنیم.

[متن کامل]



حضور مهاجرین افغانی در صنعت فرش دستباف کاشان  

زهرا کریمی

پناهندگان افغانی که عمدتاً در پاکستان و ایران مأوا گزیده‌اند ، حداقل یک پنجم از کلّ پناهندگان جهان را تشکیل می‌دهند. جنگ داخلی ، اقتصاد در هم شکسته و خشکسالی‌های پی‌درپی در افغانستان نه تنها مانعی بر سر راه بازگشت مهاجرین افغانی بوده ، بلکه مداوماً موج جدیدی از پناهندگان را راهی دیگر کشورها کرده است.

[متن کامل]



افغانستان و بازار جهانی تریاک  

هرمان کرویتزمن

امروزه هر گونه صحبتی دربارة تریاک و مشتقات آن فوراً به افغانستان کشیده می‌شود. حال آنکه در قرن نوزدهم که امپراتوری بریتانیا به مراتب بیش از آن چه که در سال‌های اخیر در مثلث طلایی [خاور دور] و هلال طلایی [خاور نزدیک] تریاک تولید شده است، تریاک تولید و به بازار جهانی صادر کرد، چنین نبود. با این حال افغانستان در ربع قرن گذشته به مهمّ‌ترین صادر کنندة تریاک و هروئین تبدیل شده است. نیروهای مبدع و اصلی این تغییر و تحول مجاهدین و طالبان بودند و هر دو می‌توانند مدعی شوند که آنها بودند که افغانستان را از یک نقش حاشیه‌ای و ناچیز در سال‌های پیش از دهة ۱۹۸۰ به چنین رتبه‌ای در حال حاضر ارتقاء داده‌اند. بازار جهانی مواد مخدر از آن رو وجود دارد که هم عرضه هست و هم تقاضا، هم توانایی و هم ناتوانی، هم محصولِ دست به نقد و هم حداکثرسازی سود. در عین حال که ساختار تقاضا کماکان به قوت خود باقی است، بازارهای جهانی نیز در قبال شرایط متغیّر، قابلیت تطبیق و پویایی بالایی بروز می‌دهند. تریاک افغانستان فقط یکی از حلقه‌های زنجیره‌ای جهانی را در عرصة تولید تریاک تشکیل می‌دهد، در نتیجه در زنجیرة جهانی تولید و استحصال مشتقات تریاک، حمل و نقل و مصرف مواد مخدر در نقاط پراکندة مسیر ترانزیت و در جهانِ دور دست صنعتی، تریاک افغانستان حلقه‌ای بیش نیست.

[متن کامل]



مهاجران افغانی: معضلی جدید، حضوری دیرینه  

فریبا عادل‌خواه

اولین نگاه به جماعت مهاجران افغانی را در دوران حاضر مدیون سینمای همچنان پرتوان ایران و شاهکار محسن مخلمباف، بای‌سیکل‌ران (۱۳۶۷) هستیم که دربارة زندگی سخت و پر مشقت خانواده‌های مهاجرکه حاشیه‌نشینان شهرهای بزرگ هستند بود. نقطه‌ی اوج فیلم زمانی است که بای‌سیکل ران، نسیم، با شرکت در یک مسابقه و قبول هفت روز بدون وقفه رکاب‌زدن برای به دست‌آوردن هزینه‌ی عمل همسرِ در حال موتش به پایان مسابقه رسیده اما نه قدرت شنیدن سوت پایانی داور را دارد و نه قدرت دیدن اشک‌های فرزندش را که برای متوقف‌کردن پدر به وی آویزان شده و التماس می‌کند. بازی به آخر رسیده و صحنه‌گردانان و آنان که قول پول برای نجات زندگی یک انسان را به نسیم داده بودند یکایک از صحنه خارج می‌شوند، اما بای‌سیکل‌ران همچنان با چشم‌هایی نیمه‌باز و در عالم خودش می‌چرخد و می‌چرخد... گویی که معضلات موجود و سختی‌های زندگی نمی‌تواند مانعی بر سر راهی باشد که خواسته و ناخواسته درآن گام نهاده است. محسن مخلمباف در این فیلم به نوعی اشاره به بی‌بازگشت‌بودن مسیر طی شده‌ی مهاجرانی دارد که به دلایل مختلفی چون ترس، فشارهای عدیده‌ی سیاسی و اقتصادی و یا مسائل خانوادگی عزم ایران کرده واکثراً در بدترین شرایط و با کمترین امکانات معیشتی اما به امید فردا به سخت‌ترین کارها برای ادامه‌ی حیات تن می‌دهند.

[متن کامل]