» باب گفتگو

مقالات ویژه

■ زلزله، نگرانی یا غفلت ایرانیان  اعظم خاتم

■ جامعه روستایی و گسترش کشاورزی در ایران پس از انقلاب: دو دهه اول  کاوه احسانی

■ پراکندگی نیروهای دموکراتیک  مراد ثقفی

■ مطالبات اقتصادی طبقة متوسط در ایران:نمونه‌پژوهیِ گروه شغلیِ معلمان  محمد مالجو

■ سنت و سیاست  کاوه بیات


نگرانی‌های ایرانیان

[چکیده‌های مقالات]

نگرانی‌های ایرانیان

باب گفتگو



دوران جدیدی که به نظر می‌آید با انتخاب محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری ایران آغاز شده است هم‌اکنون بیشتر به واسطة پرسش‌هایی تبیین و تعریف می‌‌شود که در زمینة اهدافی که این دولت برای خود برگزیده است مطرح می‌باشد و چگونگی دستیابی به آنها، تا از طریق پاسخ‌های روشنی که این دولت جدید به آنها داده است. دلیل این امر را پیش از هر چیز باید در «ناشناخته» بودنِ شخص رئیس‌جمهور و اعضای دولتش جستجو کرد. در واقع قریب به ربع قرن است که مردم ایران به جمع محدودی از مسئولان رده بالای حکومتی عادت کرده‌ بودند. چهره‌های شناخته شده‌ای که عادت داشتیم در دوره‌ای آنها را در لباس انقلابیون آشتی‌ناپذیر ببینیم و سپس ملبّس به ردای میانه‌روی یا اصلاح‌طلبی و گاه نیز در مقام مدافع دموکراسی و حقوق بشر. جمع محدودی که اگر وزیر و مدیرکل نبودند، شرکت‌ها یا بنگاه‌های بزرگ دولتی را هدایت می‌کردند و اگر یاد‌آور رشادت‌های دوران جنگ نبودند، در مقام متخصصان تحصیل‌کرده‌ای ظاهر می‌شدند که در تبیین استراتژی‌های کلانِ کشور مشارکت داشتند. محدود ماندن دایرة این جمع به یک چنین طیف محدودی با تمام معایبی که داشت، لااقل از یک حسن برخوردار بود و آن نیز احساس آشنایی بود. در کشوری که در فاصله ربع قرن، یک انقلاب وسیع، یک جنگ گسترده، دوران سخت بازسازی و سپس اصلاح‌طلبی پرتنشی را پشت سر گذاشته بود این آشنایی وجهی آرامش‌بخش هم داشت. اکنون این آشناییِ آرامش‌بخش جای خود را به نوعی غریبگی نگران کننده بخشیده است.
در کنار این نگرانی، دوران جدید تفاوت عمدة دیگری نیز با ادوار پیشین دارد و آن اینکه در تمامی ادوار گذشته به نظر می‌رسید که میان نگرانی‌های عمومی و مسائلی که از طرف مسئولان مطرح می‌شد نوعی ارتباط و همسویی وجود داشت.
تنش‌های حاصل از انقلاب و رودررویی‌های خشونت‌بار آن ایام، در سال‌های اول انقلاب، سپس وضعیت جبهه‌ها، محدودیت دسترسی به ارزاق عمومی و نزول سطح خدمات از جمله نگرانی‌های عمومیِ این دوره بودند. در دوران بازسازی نیز مردم به طور روزمره نگران مسائلی بودند همچون رشد سرسام آور تورم و مشکلات ناشی از لزوم پاسخگویی سریع به نیازهایی که در دوران جنگ مسکوت مانده بود. در دوران هشت ساله اصلاحات نیز هر چند نگرانی‌های عمومی بیشتر جنبه‌ای سیاسی و فرهنگی داشت تا اقتصادی، اما در این دوره نیز ـ دستِ‌کم در پنج شش سال اول ـ این طور به نظر می‌رسید که نگرانی آحاد ملت با مسائلی همسویی‌ دارد که اگر چه مسئولان راهی برای رفع و رجوع آن ندارند، اما لااقل از شناسایی آنها سر بازنمی‌زنند.
اکنون به نظر می‌رسد که نه فقط به این همسویی خدشه وارد شده است، یعنی میان نگرانی‌های ملت و نگرانی‌های مسئولان تفاوت‌های چشمگیر به وجود آمده است بلکه آرامش ناشی از عادت به داشتنِ همان مسئولان همیشگی، خود به یک نگرانی جدید جای سپرده است که حاصلِ غریبگی پیش‌گفته می‌باشد.
در واقع نگرانی‌های مردم حول مسائل حل ناشده‌ای می‌گردد که عمدتاً در دوران پس از جنگ مطرح شدند؛ یعنی نگرانی‌هایِ حاصل از تورم، دسترسی مشکل به خدمات، تفاوت-های چشمگیر در قدرت خرید در جامعه که اکثراً در دوران بازسازی ایجاد شدند و راه‌حلی برای آنها پیدا نشد؛ و مغفول ماندن آزادی‌های سیاسی، انبوهی از مشکلاتِ حقیقی و حقوقی انباشته شده در مقابل تاسیس تشکلات سیاسی و صنفی، محدود ماندن فضای مطبوعاتی، یعنی مسائلی که قرار بود در دورة هشت سالة زمامداری خاتمی حل شود و نشد. اما به نظر می‌رسد که به این مسائل که یا ابدا مورد توجه قرار نمی‌گیرند و یا اینکه به صورت نمایشی و مقطعی در مورد آنها بحث شده و راه‌حل‌های ضربتی برای آن انتخاب می‌شود. در مقابل، چنین به نظر می‌آید که نگرانی عمدة مسئولان فقط به حوزة روابط خارجی کشور محدود شده است و در این حوزه نیز با توجه به اینکه مباحث هم از سطوح فنی پیچیده‌ای برخوردارند و هم بخش عمده‌ای از آنها دارای بعد امنیتی هستند، اصولاً ابراز نگرانی از سوی مردم محلی از اعراب ندارد.
اکنون اگر به این معضل فاصله افتادن میان نگرانی‌های عمومی و نگرانی‌های مسئولان، نگرانی حاصل از روی کار آمدنِ چهره‌های جدید را نیز بیفزائیم، که آن نیز شیوة بروزی جز سکوت و انتظار نمی‌تواند داشته باشد، شاید روشن شود که چرا علیرغم اینکه بسیاری از مسائل کشور حل نشده که هیچ، بحث نشده باقی می‌مانند، وجه غالبِ رفتار اجتماعی بیشتر به نوعی بی‌تفاوتی شبیه است تا به ابراز نگرانی. بی‌تفاوتی‌ای که ممکن است در مسئولان امر این تصور نادرست را القاء کند که می‌توان هر برنامه‌ای و هر تصمیمی را بدون توجه به نظر جامعه به پیش برد؛ حال آنکه صحیح‌تر آن است‌که این بی‌تفاوتی به لبریز شدن کاسة صبر جامعه‌ای تعبیر شود که نمی‌بیند نگرانی‌های عمده‌اش حتی مورد توجه جدی مسئولان قرار گیرند، چه رسد به اینکه امیدی به یافتن راه‌حلی برای آن داشته باشد. ممکن است که نو بودن چهره‌ها و این امید که "شاید اینها کاری بکنند" چند صباحی بر این بی‌صبری غلبه کند امّا دل بستن به این تحمّل اشتباه خواهد بود.

مراد ثقفی


مقالات ویژه

زلزله، نگرانی یا غفلت ایرانیان  

اعظم خاتم

متخصصان می¬گویند سالانه حدود ۲۰۰ زمین¬لرزه کوچک و بزرگ در گوشه و کنار کشور اتفاق می¬افتد که در میان آنها پنج زلزله به بزرگی چهار یا پنج ریشتر و یک زلزله به قدرت شش ریشتر در هر سال است. میانگین صدسال گذشته هم نشان می¬دهدکه هر ده سال زمین¬لرزه¬ای به قدرت هفت ریشتر در کشور روی می¬دهد. این موقعیت جغرافیایی و تخریب و تلفات گسترده¬ای که، تقریباً با همه زلزله¬های شدید در ایران همراه بوده است، زلزله را به مصیبتی "آشنا" درزندگی ما تبدیل کرده است.

[متن کامل]



جامعه روستایی و گسترش کشاورزی در ایران پس از انقلاب: دو دهه اول  

کاوه احسانی


با گذشت بیش از ربع قرن از انقلاب و علی¬رغم اولویت ایدئولوژیکی که در آغاز کار برای کشاورزی و خودکفایی در محصولات غذایی قائل بود، ایران کماکان برای تأمین تقاضای روزافزون خوراک به شدت وابسته به واردات است. گرچه از زمان اصلاحات ارضی عملکرد بخش کشاورزی در اقتصاد (اگر نگویم بسیار چشمگیر) به طور پیوسته مثبت بوده است، اما باوجود این، میزان تولید محصولات کشاورزی اعّم از غذایی و تجاری هر دو پایین¬تر از میزان مورد پیش¬بینی بوده است. علی¬ر¬غم تخصیص مداوم منابع قابل¬توجه به منظور ایجاد خودکفایی در تولید اقلام خوراکی استراتژیک، آنچه باید به عنوان عامل اصلی عملکرد ضعیف بخش کشاورزی در اقتصاد ایران تلقی شود سیاست¬های گسسته و نامعقول دولت و نگاه غیردموکراتیک به توسعة جامعۀ روستایی است. هدف این مقاله تحلیل تاریخی و ساختاری دلایل این کمبود با نگاه به رابطة حکومت با جامعۀ روستایی و با بخش کشاورزی در اقتصاد ایران قبل و بعد از انقلاب است.

[متن کامل]



پراکندگی نیروهای دموکراتیک  

مراد ثقفی

صحنة سیاسی کشور پس از انتخابات مجلس هفتم و نهمین دور انتخابات ریاست جمهوری چند مشخصة مهم دارد؛ تضعیف انتخابات به منزله محل حل و فصل منازعات سیاسی در کشور یکی از این مشخصه¬هاست و مطرح شدنِ دو پروژة سیاسیِ جایگزین اصلاحات مشخصة دیگر. یکی از این دو پروژه با تکیه بر جایگاه تقویت شدة مجمع تشخیص مصلحت نظام، راه¬حلی الیگارشیک را به عنوان الگوی سیاسی پیش می¬نهد و دیگری، مغرور از توانش در بسیج مردمی، به سیاستی توده¬وار دل بسته است.

[متن کامل]



مطالبات اقتصادی طبقة متوسط در ایران:نمونه‌پژوهیِ گروه شغلیِ معلمان  

محمد مالجو



چند رویداد در یک نگاه
تهران و چند شهر بزرگ ایران از اواخر دی‌ماه تا اوایل بهمن‌ماه سال ۱۳۸۰ زنجیره‌ای بی‌سابقه از تجمع‌های اعتراض‌آمیز معلمان را شاهد بودند. در این سلسله‌تجمع‌ها در تهران به‌طور‌کلی چهار گردهمایی برگزار شد: اول، گردهمایی حدوداً چهارهزارنفری به دعوت سازمان معلمان در دانشگاه تربیت معلم شهید باهنر به تاریخ ۲۵ دی ماه ؛ دوم، گردهمایی تقریباً دوهزارنفری به دعوت جبهة متحد فرهنگیان در میدان حُرّ به تاریخ ۲۸ دی‌ماه که به راهپیماییِ تقریباً پنج‌هزارنفری به سمت میدان انقلاب و نماز جمعه ختم شد؛ سوم، تجمعِ بدون‌مجوز و درعین‌حال سازمان‌نیافتة حدوداً ده‌هزار‌نفری معلمان در برابر مجلس شورای اسلامی به تاریخ دوم بهمن‌ماه ؛ و سرانجام چهارم، گردهمایی غیرقانونیِ تقریباً دو‌هزارنفری معلمان در حوالی میدان پاستور و مقابل دفتر ریاست جمهوری به تاریخ ششم بهمن‌ماه که به درگیری‌های پراکنده با نیروی انتظامی و بازداشت تعدادی از تجمع‌کنندگان ختم شد.

[متن کامل]



سنت و سیاست  

کاوه بیات



بحران جاری در مناسبات خارجی ایران با جامعة جهانی یا لااقل با بخش نیرومندی از آن، یکی از نگرانی‌های عمدة ایرانیان است. البته برای ایران که لااقل در دو قرن اخیر در عرصة روابط خارجی‌اش با رشتة بالنسبه مستمری از بحران‌های مختلف روبرو بوده است، پیش‌آمد یک بحران دیگر پدیدة جدید و خارق‌العاد‌ه‌ای نیست. موقعیت استراتژیک کشور چه از لحاظ جغرافیای سیاسی و چه از نظر منابع زیرزمینی مدت زمان مدیدی است که ایران را در معرض چنین بحران‌هایی قرار داده است. آنچه بیشتر از پیش‌آمد این واقعه و یا آن تحول خطیر موجب نگرانی است ـ وقایع یا تحولاتی که در پاره‌ای از مواقع نه در پیدایش آنها دخیل بوده‌ایم و نه در برطرف شدنشان ـ جا افتادن مجموعه‌ای از واکنش‌های مشابه است که از شکل‌گرفتن نوعی سنت رفتاری در این زمینه حکایت دارد؛ سنت‌هایی که همانند دیگر سنن مرسوم باید نصب‌العین قرار گیرد و راهنمای عمل باشد و تصور عملی متفاوت از آنها، غیر متعارف و ناپسند محسوب می‌شود. تعلل در تصمیم‌گیری، تلخ و زهرآلود تلقی کردن آنچه اقتضای واقع‌گرایی است،... از جمله آثارِ ناشی از سنگینی کردن این سنن و باورهای عمومی هستند. حال آنکه جهان امروز و ضرب و شتاب تحولات آن، جای چندانی برای چون و چرا برجای نگذاشته است.
در این یادداشت بعد از مروری کوتاه بر پاره‌ای از بحران‌های سیاسی ایران در نیمة نخست قرن گذشته، در مورد نحوة رویارویی با این بحران‌ها و صورت‌های مختلفی که این رویکردها یافت، نکاتی را مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.

[متن کامل]