» باب گفتگو

مقالات ویژه

■ بازار و مرکزیت شهر  اعظم خاتم

■ تحول سرمایه‌داری صنعتی در ایران:  کاوه احسانی

■ اصناف و دولت  احمد میدری

■ از بازارِ سنتی تا بازارِ مدرن:  گیتی نشات


اسطوره بازار

[چکیده‌های مقالات]

اسطوره بازار

باب گفتگو

کاوه احسانی، اعظم خاتم، آرنگ کشاورزیان


کمتر گروه، طبقه و بخشی از جامعة است که به اندازة «بازار» مورد ارجاع قرار بگیرد در حالی که اطلاعات، دانسته¬ها، و باورهای موجود دربارة آن تا این حد ناقص، متناقض، و همراه با پیشداوری¬های غیرمستدل باشد. تصورات اجتماعی موجود در مورد بازار حالت اسطوره یا بهتر بگوییم اسطوره¬های متعددی را پیدا کرده که غالباً همزمان با هم پذیرفته می-شوند بدون این¬که الزاما با یکدیگر همخوانی داشته باشند. شاید مهم¬ترین این اسطوره¬ها در شرایط حاضر، تصور یکدست بودن بازار و فعالان و شاغلان در آن و یا گرایش غالب سیاسی آن به سمت جناح محافظه¬کار حاکم باشد.

[متن کامل]



مقالات ویژه

بازار و مرکزیت شهر  

اعظم خاتم


در این مقاله می¬کوشیم تا براساس اطلاعات موجود و پاره¬ای مشاهدات عملی گمانه¬هایی را دربارة تحولات مرکز شهر تهران طی دو دهة اخیر از منظر جایگاه بازار در فعالیت¬های تجاری شهر و اجتماع محلی پیرامون آن در بافت مسکونی تهران مورد بررسی قرار دهیم. نگرش و سیاست¬های اعمال شده در قالب دو طرح جامع شهر تهران (۱۳۴۷ و ۱۳۷۰) که موضوع جابجایی مرکز شهر را بی¬توجه به الزامات اقتصادی ـ اجتماعی آن در دستور کار خود قرار دادند، علیرغم عدم توفیق این طرح¬ها در خلق یک مرکزیت جدید تجاری در تهران، موضوع در خور توجهی است، زیرا تداوم و عملکرد این ذهنیت و شرایط اجتماعی محرک آن همچنان در تشدید روند اضمحلال مرکز قدیم تهران مؤثر خواهد بود.

[متن کامل]



تحول سرمایه‌داری صنعتی در ایران:  

کاوه احسانی


کاستی¬های تاریخ اجتماعی صنایع نوین در ایران
بدون اغراق می¬توان ادعا کرد که بخش قابل توجهی از تاریخ¬نگاری اجتماعی و اقتصادی معاصر ایران نخستین وظیفة خود را توضیح علل عقب¬ماندگی کشور و شکست فرایند پیشرفت قرار داده است. در لابلای خیل عظیم تحلیل¬های جامعه¬شناختی و اقتصاد سیاسی در مورد ایرانِ پیش از انقلاب همواره این سؤال به نوعی مطرح است که چرا ایران مدرن نشد؛ چرا مملکت در راه صنعتی شدن «واقعی» گام نگذاشت و در عوض راه انحطاط، رکود، و «وابستگی» را پیمود؟ چرا کشاورزی «از بین رفت»؟ چرا در مقایسه با گذشتة تاریخی پر جلال و حتی در قیاس با دیگر ممالک مشابه در حال رشد، مثل ترکیه و کره جنوبی، ایران «در حاشیه» ماند و مفلوکانه به محصولی «فسادزا» و «اسارت¬آور» چون نفت وابسته باقی ماند؟

[متن کامل]



اصناف و دولت  

احمد میدری


قانون نظام صنفی بار دیگر در مجلس ششم اصلاح شد. شرکت در تصویب این قانون و ارتباط مستقیم با مجامع امور صنفی این فرصت را در اختیار نگارنده قرار داد تا با مطالبات بخشی از صنوف آشنا شود. این تجربه تصویری متفاوت از نظریة احمد اشرف در مورد رابطه اصناف با دولت در ایران ترسیم می¬کند. اصناف منافع صنفی خود را به خوبی می‌شناسند و با دولت بر سرآن چانه می زنند و امتیازات فراوانی می گیرند . اصناف با برقراری انحصار، از ورود افراد تازه و ایجاد رقابت جلوگیری می‌کنند، مانع از در پیش گرفته شدن شیوه¬های نوین توزیع می¬شوند و مداخلة دولت در امور صنفی را محدود می‌سازند. این مقاله پس از بیان نظریه اشرف پیرامون رابطة دولت با اصناف به توضیح شواهد حاصل از آخرین اصلاحیه قانون نظام صنفی و نقد این نظریه می پردازد.

[متن کامل]



از بازارِ سنتی تا بازارِ مدرن:  

گیتی نشات


طی قرن نوزدهم بازار در ایران همچنان هستة اصلی فعالیت¬های بازرگانی کشور محسوب می¬شد. البته ساختِ سنتی جامعه و اقتصاد ایران به¬تدریج تحت تأثیر روند فزایندة ورود ایران به بازار بین¬المللی قرار می¬گرفت، به طوری که در پایان این قرن حجم مبادلات خارجی ایران تقریباً تا دوازده برابر افزایش یافته بود. این افزایش با بهبود سطح رفاه عمومی در کشور و رشد جمعیت تا حدود دو برابر همراه بود. تاجران و پیشه¬وران بیش از سایر گروه¬هایِ اجتماعی تحت تأثیر مستقیم این تحولات قرار گرفتند. پیدایش این طبقة سرمایه¬دار کوچک که خواستار سهمی در امور سیاسی کشور بودند، در بروز و موفقیت جنبش مشروطه بیشترین تأثیر را داشت. الزامات و مقتضیاتِ بازارِ جهانی اثراتی بر اصناف و پیشه¬ها داشت که به بخشی از صنعت نساجی لطماتی وارد کرد، اما، در عین حال، موجب پیدایش پیشه¬های جدیدی از جمله فعالیت¬های مرتبط با تولید و فرآوری تریاک و قالیبافی شد.

[متن کامل]